تبليغاتX
رازشب

رازشب

دمی خندیدن...

گنجشک به خداگفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگی ام سرپناه بی کسیم بود.طوفان توآن راازمن گرفت.کجای دنیای توراگرفته بودم.

خداگفت:ماری درراه لانه ات بود توخواب بودی باد راگفتم لانه ات راوازگون کند.آنگاه توازکمین مارپرگشودی چه بسیاربلاهایی که ازتوبه واسطه ی محبتم دورکردم وتوندانسته به دشمنی ام پرداختی ...

+نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت19:1توسط افسانه | |

باسلام

ازتوجه شمادوست گرامی متشکرم..

کاش می شد.فاصله ها را کم کنیم.وباصابون گذشت لکه های نفرت راازچهره الهی مان بشوئیم.

موهامون ازشنیدن حرفهای دروغ کدرشده وفقط باشامپوی صداقت پاک میشه.

+نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت19:48توسط افسانه | |

سالروز رحلت حضرت ختمی مرتبت وشهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی(ع)تسلیت باد.

+نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت14:34توسط افسانه | |